|
هر روز با شعر مقاومت
|
سال، سال قلبهاي داغدار
سالِ زخمهاي بيشمار غزه است
فصل، فصل سرد سينههاي پر غم است
فصل تا هميشه زندۀ محرم است
ماه ماه ماتم است
اي شما كه گريههاي بيصدايتان
وسعت طنين نالههايتان
از تبار زخمهاي بدر
از قبيلۀ غريبِ اشكهاي كربلاست
بر سر شما اگرچه دستهاي مهربانِ خاك نيست
تا هماره سايۀ يگانۀ خداست
سرزمين لالهخيز قلبهاي ما
با شما و اشكهاي دردبارتان
آشناست
دشمنِ پليد و زشت
دشمنِ پلشت و غافل از حضور سرنوشت
با تمام بمبهاي آتشينِ خويش نيز
در برابرِ شما حقير و خوار گشته است
مثل ابرهاي مبهمِ سياه
تار و مار گشته است
اي شما كه سالهاي سال
در نبردِ بيامانِ مرگ و زندگي
پا به پاي عشق رفتهايد و ميرويد
اي رهاتر از شهابهاي سرخِ بينشان
اي فراتر از ستارگانِ آسمان
ما هم از تبار نينواي غزهايم
آشناي زخمهاي كهنه و عميقتان
آشناي كودكانِ بينواي غزهايم
همصداي گريههاي بيصداي غزهايم