|
هر روز با شعر مقاومت
|
برای بهخونکشیدگان غزه
میشود که از توها چندشم نشود
که گورهاي دستهجمعي را
به خانههای بيچراغ میبرید
تا رویای تار اسباببازي کودکان
روی بازوی سوختۀ مادرانشان
دود هوا شود
ميشود توها را بالا نیاورم
که با استخوان سوختهاي
بر الواح عقیم
انسان و دلش را اینگونه وتو ميکنید؟
و چه باک
که من و خواهران و برادران شاعرم
این دود را
در آسمان تل آویو و واشنگتن
با رنگهاي ماندگاري
چنان ميپراکنیم
که آبي دریا
از چشمانتان بپرد
وگورستاني ازخاکِ کشتههاي نابرابر
پشتِ پلکهایتان کمانه کند
آه که توفیر دارد وَ چقدر
رنگ رویاهاي شما
که از بمببندِ جتها پاشیده ميشود
با رویاهاي روسپیان و قوّادان
که رنگینکمان دلشان
به دستهاي تاریک آدمي نزدیکتر است
پس درود بر نشمهگاني
که بر کرسيهای ناخواسته هم
رنگِ رویاهای شما را تصویب نمیکنند
پس درود بر قوّادانی
که دور از میزِقمارِشما
شوکتِ بیشتری دارند