|
هر روز با شعر مقاومت
|
1
با آن مشعل ميتوانست
يك لشكر اسرائيلي را ذغال كند
با آن كتاب قطور ميتوانست
هزار تانك اسرائيلي را له كند
با زنجيرهاي زير پايش ميتوانست
دستهاي اولمرت و ليوني را ببندد
با خارهاي تاجش ميتوانست
مبارك را به سيخ بكشد
اما مجسمۀ آزادي
به احترام غزّه سكوت كرد ...
2
مجسمۀ آزادي هرگز نگذاشت
كودكان غزّه در سرماي زمستان بلرزند
با مشعل مهربانش
پيراهن آنان را آتش زد و
گرمشان كرد ...
3
مجسمۀ آزادي
در اندوه كشتگان
گريست
غزّه را سيل برد ...
4
مجسمۀ آزادي
آه كشيد
آنقدر سوزناك
كه مانند بمبي فسفري در غزّه منفجر شد ...
5
مجسمۀ آزادي
با كتاب قطورش
مهربان
نگران
آتش غزّه را باد زد
كبابها برشته شدند ...
6
مجسمۀ آزادي
با مشعل فروزانش
پرندهاي كباب كرد
و همراه كاروان كمكهاي انساندوستانه
از راه غزّه
به تلآويو ارسال كرد ...
7
مجسمۀ آزادي
با آنكه نود و سه متر بلندي دارد
از غزّه ديده نميشود ...
8
مجسمۀ آزادي
سرك كشيد غزّه را ببيند
آسمانخراشهاي مزاحم نيويورك نگذاشتند ...
9
هيروشيما
كره
ويتنام
افغانستان
عراق
غزه ...
تاجِ مجسمۀ آزادي
چند خارِ ديگر دارد؟