تبليغاتX
سجیل - شاخه گلي براي تو/ شعر فضل‌الله قاسمي
هر روز با شعر مقاومت

 

 

 

 

 

مي‌گويند: عيد آمده است

گذرگاه بسته است

از دنياي شاعران

شاخه گلي براي تو مي‌آورم

لنگه‌کفشي براي «ليوني»

روسري‌يي براي «مبارک»

و اُفي براي دو «عبدالله»

 

اسماعيل!

اينجا شِعب ابي‌طالب است يا کربلا؟

يک شِعب و چند ابوسفيان؟

يک کربلا و چند يزيد؟

گذرگاه را بسته‌اند

دل‌هاي ما گذرگاه نمي‌خواهد، اسماعيل

ترکش بمب‌هاي «باراک»

پيشاني بچه‌هاي ما را هم

                              سوزانده است

 

اسماعيل!

دنيا کنار پنجره‌هايش مرده است

کنار هزاران هزار پنجره

و خونِ کودکانت

در بورس‌هاي نيويورک

معامله مي‌شود

مزايدهۀ خون

مزايدۀ نفت

مناقصۀ عشق...

 

اسماعيل!

دنيا پر شده از نمرود

از فرعون

از شمر

دنيا پر از گرگ شده است

اما

تو مي‌داني

شانه‌هاي شيطان

با لنگه‌کفشي

فرو مي‌ريزد  

تو بهتر از من مي‌داني

فردا، فرشتگان

دوباره

در باغچه‌هاي شما

نيلوفر خواهند کاشت

بلال‌ها از مأذنه‌ها بالا خواهند رفت

سياهي خواهد مرد

و سواحل غزّه

در هياهوي بچه‌ها

تنفس آبي خويش را

از سر خواهد گرفت                         

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  87/11/01ساعت 10:18  توسط شاعران مقاومت  |