تبليغاتX
سجیل - برادران عرب.../ شعر پروانه نجاتی
هر روز با شعر مقاومت

 

 

 

 

برادران عرب بی‌برادرم کردند

اسیر فاجعه‌های مکررم کردند

به عمق بی‌کسی چاه در شبی بی‌ماه

برای سنگ دل خود کبوترم کردند

چهارسوی گذر را به روی من بستند

شبیه قاعدۀ بازی از برم کردند

مزورانه مرا دست گرگ‌ها دادند

برای پیرهن پاره پرپرم کردند

لب سکوت گزیدند وقت خوش‌رقصی

پیاله لب زده در خون شناورم کردند

فروختند مرا بانفیری از نفرت

و بعد هلهله بر زخم پیکرم کردند

به جای نان و عروسک به جای نرمی خواب

گلوله هدیۀ چشمان خواهرم کردند

برادران عرب مصری از زر و زورند

که مثل خواب بدی دیر باورم کردند

...

 

 

 

+ نوشته شده در  87/10/29ساعت 9:54  توسط شاعران مقاومت  |