|
هر روز با شعر مقاومت
|
دنیا که نابرابریاش بیشمار شد
قابیل باز بر خر شیطان سوار شد
غزه نوار شادی خود را مچاله کرد
آوار درد در دل تنگش قطار شد
خاموش شد چه زود صدای عروسکان
گهواره چوبههای غمانگیز دار شد
لبهات داشت از دل و جان شیر میمکید
شیری که آب، نه، که به رنگ انار شد
خون میچکاند سینۀ مادر به کام تو
دنیا به چشمهای سیاه تو تار شد
...حالا که میرسد به تو، خون گریه میکند
این شعر روی خط جنون گریه میکند
این کربلای چندم دنیاست؟ یا حسین!
خون است خون که در خُم دنیاست، یا حسین!
طوفان آتش است که در جان سنگهاست
آری نوار غزه غزلخوان سنگهاست
موسی! عصای معجزهات را نشان بده
عیسی بلند شو به تن مرده جان بده
مولا! کجاست هیبت شمشیر ذوالفقار؟
انگار کوچ کرده از این فصلها بهار
یک ذره عشق از سرمان هم زیادی است
حالا که معصیت همهجا چیز عادی است
دیگر رسیده آخر دنیا، ظهور کن
آقا تو را به حرمت زهرا ظهور کن