|
هر روز با شعر مقاومت
|
...
سپاه کوفه
لمیده اند در سایه نخلهای سرافکنده
و باد می زنند خودشان را
و چاه ها
فریادهای علی را
به گوش همدیگر می رسانند
...
...
نبرد آرماگدون تمام شد
نبرد آرماگدون نبرد جنوب بود
و اين حسن نصرالله
تنها يكي از آن سيصد و سيزده ذوالفقار
نبرد آرماگدون تمام شد
و ذوالفقار
و نصرالله
خاخام هاي يك چشم را
بي چشم كرد
...
…
برگ هایت را
سایبان ابابیل ها کن
ابابیل هایی
که از جنگ با ابرهه
باز می گردند
و میوه هایت را
دورتر نگه دار
از شکم های حرامزاده
…
...
چگونه در برابر بیانیه های شورای امنیت سجده کنیم؟
ما همانانیم
که قرآن را گرفتیم و بوسیدیم
اما دستان مطلای خلیفه ها را بریدیم
...
...
تو
از اینترنت نیامده ای
ای نخل عربی!
کتابی نیستی
که دست نوشته اسقفی نابینا باشی
یا از سری اختراعات آقای گوتنبرگ
...
...
با آسمان چه می کنند؟
که مسیر پرواز پرستو ها و موشک هاست
و از عهد عتیق
هنوز
صاعقه هایی را
نگه داشته است
برای روز مبادا
...
و چیچکلی اللریله
«سید»
قیرمیزی گوللری توپراقا تاپشیردی
و داها
بیر داها
توفنگ یوخ
قان دامارلاری شیشیردی
توپراق قولیندا
...
در لبنان
هیچ یک از اهداف غیرنظامی آسیب ندیده است
اینجا نوزادان
کفن پوش به دنیا می آیند
و جهاد
بر زنان و کودکان واجب است
...
...
فریاد بزن در تهران خودمان
وبیکاره های ویلان بر چمن پارک ها را بیدارکن
- درختان را می گویم-
بیدار کن تا از شاخه های ناباورشان
خورشید بشکفد
شمشیر
تنها آذین رقص بود
و سواران خیالی
همیشه از شام می آمدند
بیروت
با صدای انفجار زیباتر می رقصید
و دشمن
بر دروازه قلب ها
اردو زده بود
...
...
و لبنان خواهد ماند
چرا که پرچمش سرخ است
و سدر
درختي هميشه سبز
کودکانمان چشماني درشت خواهند داشت
تا زودتر به تاريکي عادت کنند
و هر شام
با افسانه سيد حسن نصرالله
به خواب خواهند رفت.
…
ولكن بقيت وحيدا يا نصرالله!
اذن ينبغي عليك استعادة الحسام
والجواد والشريعة
والغيرة العربية
لان ملوك العرب اصبحوا كصهيل الخيل النافقة !
...
به آنان بگو
فقط جوشاندن ميكروب ها را مي كشد
به آنان بگو
بذر پيروزي
تنها در ميدان هاي نبرد مي رويد
به آنان بگو
شما متهم ايد
...
…
یکی برساند به آقای مناخیم بگین
آن امام
که در زندان شما شهید شد
امام هفتم بود
نه امام دوازدهم
…
...
لبنان!
سینه ات را برهنه کرده ای
سالهاست
اکنون
گرده ات را نیز برهنه کن
تو
تاوان کشته های خیبر و بدر را
یکجا پس خواهی داد
…
آه، سنت آگوستین قدیس!
انگشت های غسل تعمید ندیده ما
دینامیت های خدانشناسی هستند
که تالارهای پر نخوت شنبه را
شعله ور خواهند ساخت
…
…
حتی زبان لال اخبار نمی تواند پنهان کند
جریانی از آب و هوای مدیترانه ای
که از ناحیه غرب
وارد کشور شده است
…
…
تو سپیده دمی ناگزیری
این را بهتر از هر کسی جغدها
این را بهتر از هر کسی بمب ها می دانند
اما
هیچ بمبی تاکنون
نتوانسته مشت قلب ها را باز کند
…
…
بچه ها دارند بازيشان را مي كنند
آنها سنگها را مي خواهند
سيب ها را مي خواهند
و پرتقالها را
حتي بر بلندترين شاخه ها
…
...
سرزمين مقدس تان را محكم بگيريد
كه اين موهبتي الهي ست
كه فتح تان را
زنجيرهاي ناگسستني باستاني
ضمانت كرده است!
…
نمی بینی؟
برایت روزی یک شعر می گوییم
و در وبلاگی که
فقط به خاطر تو درست کرده ایم
post می کنیم
ونمی ترسیم
از اینکه برایمان پیغام های نامربوط بگذارند
…
...
می خندم
به آنان که می ترسند،
به آنان که می خواهند
صلاح الدین را در خواب ببینند
تا سینه اش را بدرند و قلبش را بجوند
...
فراموشت کرده بودم
مثل هوا
با بمبها به یادم آمدی
و نفسم به شماره افتاد
وجنوب
قلبی شد
در سینه ام
...
...
به خدا قيافه دراكولا ندارد
با همان معصوميتي سنگ مي اندازد
كه همه كودكان
قوطي هاي حلبي را هدف مي گيرند
...
"زنده باد نصر الله "
که د ر"المنار" اذان می گوید
برای ملتی که نماز را نشسته می خواند
در رکوع راه می رود
و در سجده می خوابد